من نمی خواهم آموزش دهم چه چیزی گناه و چه چیزی ثواب است . گناه و ثواب سر جای خود است و شما بر اساس اعتقادات خود آن ها را می دانید . من می خواهم این را به شما آموزش دهم که هر کاری ما انجام می دهیم به اندازه همان کار سر خودمان می آید . مانند این سخن که می گویند: " هرچه کنی به خود کنی  گر همه نیک و بد کنی "

یعنی اگر بخواهیم صورت کسی را با اسید خراب کنیم ، مانند این است که اسید را داخل دهان خود کرده و بر روی صورت آن فرد بپاشیم . صورت او را از بین می بریم ، اما زبان و دهان خود را نیز از بین خواهیم برد . خداوند  تمام قوانین هستی را بگونه ای تنظیم کرده که به این شکل باشد . همان که می گویند گوش ات را می گیرم و دور دنیا می چرخانم می گوید اگر گوش مرا بگیری و دور دنیا بچرخانی باید خودت نیز دنبال من بیایی .

ما اگر بخواهیم به کسی کینه بورزیم ، کینه ابتدا باید در وجود خودمان به وجود آید . یعنی از وجود ما باید این کینه خارج شده و به شخص دیگری آن را تحویل دهیم . اگر بخواهیم به کسی حسادت بورزیم باید آن حسادت از درون ما در آمده و به او بدهیم . اگر کژی ، دروغی بخواهیم بگوییم باید از وجود ما خارج شود . صداقت و راستی هم باید از وجود ما ساطع شود . محبت و عشق نیز باید از وجود ما خارج شود تا به کسی داده شود .

قوانین هستی آنچنان هستند که هر کاری انجام دهیم نتیجه اش قطعاً روی ما خواهد بود . من ظرف این مدت به این نتیجه رسیده ام که هیچ وقت وعده خداوند دروغ نیست . اگر به ما می گوید کار درست انجام دهید من پاداش آن را می دهم ، این موضوع مانند روز برایم روشن است که پاداش می گیرم . این مسائل بر اثر موضوعاتی است که من کاملاً آنها را درک کرده ام . در مدرسه و کتاب آنها را نخوانده ام . من این موارد را صبح و شب نظاره گر هستم . ممکن است شما خیلی مسائل را نبینید ، ولی من آنها را دیده و درک می کنم . کسانی که کژی را برای مال اندوزی پیشه می کنند ، تمام بلایا را بر سر  خود می آورند . کسانی که راستی را پیشه می کنند ، نتیجه راستی به خودشان باز می گردد. اشخاصی که حسادت را پیشه خود می کنند ، ضررش به خودشان وارد می شود . این جهان هستی با این قوانین  حرکت می کند.

جهان هستی قانونی به نام قانون صبر دارد . تمام جهان قانونمند بوده و بر مبنای حکمت و حساب و کتاب است . تا این حد این قوانین حساب شده است که اگر گرمای زمین در حد یک درجه از آن چه که تعیین شده است تغییرکند ، کره زمین منهدم خواهد شد . فاصله خورشید تا زمین اگر از میزان تعیین شده و  حد خود تغییر کند ، همه موجودات از بین خواهند رفت . پس همه چیز حساب و کتاب دارد .

صبر وسیله و یک پله ترقی است .صبر مقاوت در مقابل گذشت زمان برای رسیدن به هدف است . این یک قانون در جهان فیزیکی است که برای رسیدن به هدف باید زمان بگذرد . شما بدون زمان نمی توانید به آن نتیجه دلخواه برسید . تمام بدبختی ای که  بشر بر سرش آمد ، از زمان آدم تا خاتم و بعد از آن ، این بود که  همه می خواستند پارامتر زمان را در درمان اعتیاد حذف کنند و هیچ کس نیز موفق نشد و نخواهد شد .

هر کس بخواهد پارامتر زمان را از اعتیاد حذف کند طبق قوانین طبیعت به نتیجه نخواهد رسید . مانند اینکه شما از یک ساختمان پنج طبقه بخواهید پله ها را حذف کنید . شما می توانید از ساختمان پنج طبقه و یا دو طبقه بپرید، بدون آنکه از پله و یا آسانسور استفاده کنید ولی قدر مسلم سالم نخواهید بود و صدمات شدیدی خواهید دید . کسانی هم که می خواهند مواد مخدر را مانند هروئین و کراک و تریاک یک مرتبه قطع کنند، هیچ کدام به تعادل نمی رسند .

در هیدج جوان 25 ساله ای که مقنی بود را دیدم . این جوان سه ساعت چاه کند و سپس راهی خانه شد و گفت دیگر نمی توانم کار کنم . تنها سه ساعت کار کرد . این جوان گفت پاهایم درد می کند و نمی توانم کار کنم و یک سال نیز از ترک موادش می گذشت . این فرد خمار بود و بیوشیمی اش کار نمیکرد . او موادش را کم کرده و بر پله ها می آید و مواد مصرف نمی کند ولی انسان معمولی نبوده و قادر به کار کردن نیست . بخاطر اینکه صبر نداشته و خواسته که زودتر به نتیجه برسد .

هینطور برای کاشتن گندم باید پارامتر زمان را در نظر گرفت . برای یاد گرفتن هر کاری و آموزش دیدن هر هنری ،  حتی بچه دار شدن  باید پارامتر زمان را در نظر گرفت . آنچه ما در سیستم جهان فیزیکی با آن روبه رو هستیم در نظر گرفتن زمان است که به آن صبر می گوییم . صبر گیاهی است بسیار تلخ در زبان عربی . به این دلیل صبر تلخ است . مقاومت کردن در مقابل گذر زمان بسیار برای ما تلخ است و خوشایند نیست .

همه این مفاهیم و مسائل با ذره ای تغییر به چیز دیگری تبدیل می شود . یعنی از نابغه گی تا دیوانگی تنها یک مو فاصله است . از کفر تا ایمان گاهی اوقات فاصله آن به اندازه یک مو است . تا این حد این مسائل  به یکدیگر نزدیکند . چیزی که نباید در آن دچار اشتباه شویم این است که ما گاهی اوقات صبر را با تنبلی و کاهلی ممکن است برابر بگیریم اما این صبر نیست .

حال می خواهیم ببینیم که فرق صبر با کاهلی چیست . همراه صبر تلاش نیز وجود دارد . آنچه که همراه آن تلاش نباشد صبر نیست ، کاهلی و تنبلی است . اگر گندم را کاشتیم تلاشش این است که آن را آبیاری کرده و از او مراقبت کرده تا آفت به محصول نزند و حیوانات آن را از بین نبرد . تلاش در این راه صبر است . اگر گندم را کاشته و به امید خدا آن را رها کنیم می شود دیم . ممکن است محصول بدهد و یا محصول ندهد ، پس این کار صبر نیست .

اگر مادر آبستن شود باید از خود مراقبت کند و تلاش هایی را انجام دهد، اگر این کارها را نکند کاهلی و تنبلی است . نباید دنبال کار نرفت و گفت توکل می کنم به خداوند . توکل این نیست . نباید گفت هر آنکس که دندان دهد نان دهد، این ها صحبت بیهوده است . هر آنکس که دندان داد ، دست و قدرت بازو را هم داد که به دنبال کار بروید .

صبر یعنی مقاومت در مقابل گذر زمان برای رسیدن به هدف . ما برای انجام هر کاری باید صبر کنیم .حال این صبر می تواند هم دیدگاه مثبت داشته باشد و هم دیدگاه منفی . یعنی ممکن است این صبر در جهت منفی مورد استفاده قرار گیرد و گاهی در جهت مثبت

. زمانی ممکن است صبر در کمین باشد. ما دیده ایم در طبیعت وحوش شیری در کمین می نشیند در قالب صبر برای رسیدن به هدف . آنقدر صبر می کند تا شکار نزدیک شده و آنگاه به هدفش حمله می کند . آن شیر هم صبر دارد و گاهی نیز کسی می خواهد کلاه کسی را بردارد صبر می کند و در باغ سبز نشان می دهد و با نقش بازی کردن به هدفش میرسد.

 هر آنچه که به وسیله انسان در جهت مثبت مورد استفاده قرار گیرد ،  می تواند در جهت منفی نیز به کار رود . به این معنا که شما به طریقی قانون را بپیچانید که از آن سوء استفاده کنید . صبر در جهت منفی و در جهت کمین کردن و در خیلی جهات به کار می رود . صبری که ما در اینجا از آن صحبت می کنیم ،صبر ما در جهت مثبت برای رسیدن به هدف مثبت است .

این روزها و کل ایامی که می گذرد و یا در راه هستند مانند ابر و سایه و بادی بیش نیستند. این روزها همه بسیار سریع خواهند گذشت و واقعاً باید دید اندوخته مان از گذر این روزها چیست و درون کوله بارمان چه  جمع کرده ایم . روزی که می خواهیم برویم چه برداشته ایم . باید به این مسائل آگاه بود و خیلی سخت نگیریم .

"به مالت نناز که به شبی بند است به حسنت نناز که به تبی بند است"

پادشاهان گذشته و خیلی از افراد مشهور و ثروتمند بودند که کاخ های بزرگ و ثروت های فراوانی داشتند، اما در نهایت چه شد . در یک شب همه تمام شد.

"ما همه به قالب ها رنگ و جان می دهیم ، ما همه آنها را می سازیم .اگر رنگ های ما و قالب های ما از دوام و قوام مرغوبی برخوردار نباشند، به قول دین دستور مانند درختی که در داخل آن موجوداتی لانه سازی می کنند که ما از آن اطلاعی نداریم ، اما شاخه ها و برگهای ظاهراً خوبی دارند .بایستی هر لحظه و هر زمان برای آبیاری به زمین پاک و شرایط دقت کنیم " . 

ما به قالب ها رنگ و جان می دهیم . هم به قالب خودمان رنگ و جان می دهیم و هم اگر راهنما باشیم می توانیم به قالب های دیگر رنگ و جان دهیم . خیلی مهم است که راهنما چه قالبی را پرورش می دهد . قالب هایی که راهنما در حال ساخت آن است ، چیست ؟ آیا بدرد می خورد یا به درد نمی خورد ؟ آیا ساخت این قالب ها از نوع مرغوب است یا نه ظاهری و بدلی ساخته می شود . همین طور قالب خودمان .در اینجا برای ساختن قالب ها ، چه خودمان و چه دیگران پارامتر دیگری وجود دارد به نام استقامت .